تا که نشانت در همه جا می­جویم

در همه دنیا وصف تو را میگویم

از دل شب تا به سحر،  هر لحظه

خاک رهت تا به ثریا می پویم

باز ای جان بار دگر خاموشی

چهره خود از نظرم می پوشی

درد مرا مرغ سحر میداند

دم به دم این، نغمه ی غم می خواند

در شب تنهایی من

با دل شیدایی من

بر همه کس عیان شود

قصه تنهایی  من

قصه رسوایی من

هر دم از شوق وصالت لبریزم

با نگاهی از سر جان برخیزم

تا نشانی آتش عشقت در دل

از همه عالم غیر تو من بگریزم

تا که نگاهت یک نظر افتد بر من

خنده زند مرغ چمن بر گلشن

دیده چرا تر نشود از شوقت

 جان ز شعف چون نگریزد از تن

شاعر: نمی دونم

خواننده: افتخاری- البوم هوای تو - قطعه اتش عشق

راستی تولدت مبارک! تولد ماهی و تو و خودمون و ...!!