چند نكته:

۱- حسین مظلوم است!

۲- زینب واقعه عاشورا را روایت کرده و شرح ما وقع عاشورا از خطبه هایی است که او و دختر حسین بعد از عاشورا خوانده اند.

3- چرا كمتراز 3 دهه پس از ظهور اسلام، در پر سوزو گدازترين ماجراي جنگ استكبار آن زمان و دين، همه دشمنان حسين، كاسه داغتر از آش دينداري شدند و با حربه نجات دين، با حسين مبارزه كردند؟

4- چرا استفاده ابزاري از دين شروع شد؟ قبل تر ها هم در جنگ علي و معاويه دين وسيله اي براي پيروزي دشمن شده بود.

5- چرا روايت حسين فقط يك روايت تلخ و جانگداز است؟ آيا تنها جنگ دلخراش آن زمان بوده؟ آيا برزگترين خيانت مردم كوفه يا مردم دنيا بوده؟

6- چرا اين همه آدم مسلمان! سنگ دل در ميان سپاه يزيد بوده؟ چرا وقتي يزيد ميگه چه كسي جنازه حسين رو با اسب لگدكوب ميكنه..؟!! 10 نفر داوطلب ميشن!!! چرا اين همه؟

7- چرا ماجراي گريه دار عاشورايي كه در خطبه ها در روضه ها و ... روايت ميشه، اينقد پیش و پا افتاده روایت میشه؟

من امروز چند تا نتيجه گرفتم:

1- شايد عاشورا، تنها جنگي بوده زنان و بچه­ها در آن به اين تعداد حضور داشتند و ماجراي آنرا بعدها تعريف كرده اند. و شايد براي همين ماجرا دلخراش و سخت بوده حتي هنوز هم ما به ابعاد مادرانه و احساساتي ماجرا مي پردازيم. عاشورا شده زناني كه بي شوهر و بي پدر شدند و ضجه ميزنند. و عزا داري هم فقط زنانه است! اشك و شيون و ضجه! براي كودكاني كه تشنه بودند! و حسيني كه تشنه بود!

2- هنوز جنگ سياسي آن زمان را نشنيده ام! يا اگر كسي گفته اصلا به ياد نمي آورم.

3- دين وسيله اي است كه نقشهاي متفاوتي دارد! و استفاده ابزاري از آن زياد انجام ميشود. ما در كجاي دينداري هستيم. يزيدي يا حسيني؟

4- "حسين" بود، اما مردم آن زمان در شناخت حسين زمان خود مشكل داشتند!! ما چگونه ايم؟ حسين ما كيست؟ او را شناخته ايم؟

5-  حسین همچنان مظلوم است!