گاه آرزو می‌کنم زورقی باشم برای تو؛
تا بدان‌جا برمت که می‌خواهی.

زورقی توانا
به تحمل باری که بر دوش داری.

زورقی که هیچگاه واژگون نشود؛
به هر اندازه‌یی که ناآرام باشی؛
یا دریای زندگی‌ات متلاطم باشد؛
دریایی که در آن می‌رانی.

پاورقی:

-١- زورق باشم یا نسیم شمال؟ نسیمی که بادبونای زورقو حرکت میده؟

-٢- فک کنم زورق بودنش یه حس زنونه و مادرانه است! و نسیم هدایت گرش یه حس مردونه و پدرانه!

-٣- ولی هر چی که باشم مهم تر نقش اونیه که میرونه.